نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

چه میخواهد لب تشنه، به غیر از اَبر بارانی چه میخواهد شکسته دل، به غیر از چشم گریانی اگر آشفتهات کردند، یعنی لایق وصلی به او نزدیکتر هستی، زمانی که پریشانی مرا هر وقت میدیدی، گریبانپاره میدیدی از اول نیز میآمد، به ماها پارهگریبانی پشیمان میشود آنکه، برای تو نمیمیرد چرا عاقل کند کاری، که باز آرد پشیمانی خبر داری تو که رفتی، به کوچهگردی افتادم به من از تو فقط هجران رسید، آنهم چه هجرانی سر پیراهن تو گریهی ما را درآوردند میان اینهمه کشته، چرا تنها تو عریانی **** بدنت کم دارد هر چه که میچینم من
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد