درسته من بَدم ولی اینا رفیقامن

درسته من بَدم ولی اینا رفیقامن

[ حیدر خمسه ]
درسته من بَدم ولی اینا رفیقامن
یه جورایی فکر می‌کنم همیشه باهامن

نمی‌دونم چه‌جوریه به دلم افتاده
شبا که روضه می‌خونم کنار آقامم

به حُرمت شاه کربلا، العفو
به خون شاه کربلا، العفو
تو رو به روح شهدا، العفو

خریده‌ای مرا نمی‌دانم
زِ کرده‌های خود پشیمانم

درسته دست خالی‌ام اما
کنار سفره‌ی شهیدانم

الهی و ربّی مَن لی غَیرُک

ابر رحمت تویی و از همه من تشنه‌ترم
تشنه گر خرج بیابان بشود خوب‌تر است

اندکی نیز مرا هم بنشان پیش خودت
میزبان همدم مهمان بشود خوب‌تر است

به طبیبانِ دگر نسخه‌ی ما را نسپار
درد با دست تو درمان بشود خوب‌تر است

تا دُرستم نکنی، دست از این در نکِشم
این گدا دست به دامان بشود خوب‌تر است

آنقدَر سینه‌ زنم تا که نجاتم بدهی
آتش این‌گونه گلستان بشود خوب‌تر است

نام ارباب خودش مظهر اسما خداست
ذکر العفو، حسین‌جان بشود خوب‌تر است

نظرات