

من زمین گیر شدم باز قدم پیش گذار الطفاتی کن و این فاصلهها را کم کن گریه از اول خلقت شده ارثیه ما فکر چشمان پر از اشک بنیآدم کن دیگر این نوکر تو گریه کن سابق نیست پای بر دیده نه و چشم مرا زمزم کن بوی تو میرسد اما خبری نیست زتو یوسفا چاره این شام پر از ماتم کن