نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

تا اشک هست در بصرم، گریه میکنم با این توان مختصرم، گریه میکنم تنها نه با دو چشم ترم، گریه میکنم با خون مانده بر جگرم، گریه میکنم رنگم زمان دیدن مذبوح، میپرد یا لحظهای که طفل، گلوبند میخرد یا مادری که کودک شش ماهه میبرد با هر چه هست دور و برم، گریه میکنم از خندههای حرمله، زجری کشیدهام من که عقیله را، سر بازار دیدهام بر دردهای عمهی قامت خمیدهام بر غربت بزرگ حرم، گریه میکنم ناموس خود به ناقهی عریان، که دیده است؟ آتش میان زلف پریشان، که دیده است؟ افتادن قطار اسیران، که دیده است؟ عمری است با غم سفرم، گریه میکنم وقتی عقیله، وارد بزم شراب شد وقتی که خواهرم، به کنیزی خطاب شد روی سرم، تمام زمانه خراب شد بر خاک ریخته به سرم، گریه میکنم یا حسین... امام حسین سفینة النجاته امام حسین دلیل گریههاته گریه برا حسین، برات کربلاته سیدنالغریب، گریان کشتنت سیدنالغریب، عطشان کشتنت سیدنالغریب، عریان کشتنت
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد