نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

چه صدایی دارد، زلفِ رهایی دارد چه کمالی چه جمالِ دلربایی دارد باد طوفان شده تا بین مویش رفته چشم و اَبروان قاسم به عمویش رفته میچکد همراه عسل از لبهایش اشک از چشمانش جانِ من قربانش شد بلاگردونِ عموی عطشانش من بلاگردانش من بلاگردانش هِیمَنه قاسم، صدا تَنتَنه قاسم قلهی اسلام حسن، دامنه قاسم حسن مهارت، بنازم قد و قامت سلسلهی آل کریمان به سلامت یابنَ الحسن یا قاسم... **** نعرهها کوبنده، مثل اسد غُرَّنده پسرِ شیرِ جمل سلطنتت پاینده قطره دریا شده تا، بین حریمش رفته پسر حسن به بابای کریمش رفته طبق نَصِ مقتل در جوانمردی یل چشمهایش آتش، اَبروانش مشعل سیرت و سیمایش قامت رعنایش رفته به بابایش، رفته به بابایش هیبتِ قاسم، قمر صورتِ قاسم فاتح پیکاره صد البته قاسم دیدنی میشه یه روز رجعتِ قاسم جونمو میدم برا حضرت قاسم یابنَ الحسن یا قاسم...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد