
پرچمت را هر کجا دیدم دویدم یا حسین زیر این پرچم همیشه خیر دیدم یا حسین من زمینگیرم ولی تو دستگیرم بودهای غیر خوبی از شما چیزی ندیدم یا حسین هر کسی که ذکرتان را گفت ، آقای من است از کسی که دور بود از تو بُریدم یا حسین کودکیام خوب یادم هست که بارِ نخست از لب بابای خود نامت شنیدم یا حسین خاطرات کربلا هر لحظه همراه من است یاد لحظه لحظهاش آهی کشیدم یا حسین بهترین ایام عمرم در حرم بود و گذشت حال ، اما از فراقش من خمیدم یا حسین مقابل من و تو آب را به اسبش داد چقدر پیش همان رو زدم نشد بابا به خاطرِ تو به ناکَس به خاطرِ تو به نامرد به شمر تا به سَنان رو زدم نشد بابا ببین که پیرو جوانِ سپاه میخندند علی به پیرو جوان رو زدم نشد بابا یه دریای اشکه تو چشمم برا تو چهجوری ببوسم کویر لباتو تموم نفسهات بریده بریده الهی بمیرم که رنگت پریده روی دست من دست و پا میزنی پریشونی و خسته و نیمهجون یا لبهاتو اینقدر رو هم نزن یا که اَشهد مادرت بخون برا بار آخر تو چشمام نگاه کن یه فکری برای من بیپناه کن مثل ابر بارون رو لبهات میبارم من هر جوری باشه برات آب میارم شبیه عَلم روی دست منی برای رسیدن به آب فرات میدونی چی اومد به حال دلم دیدی از کی منت کشیدم برات توونی برای نفسهای من نیست سهشعبه جواب تقاضای من نیست با این التهاب و با حال خرابو چهجوری بدم من جواب ربابو میرم پشت خیمه که خاکت کنم خجالت کشیدم از این حال تو باید جایی خاکت کنم که کسی با نیزه نگرده به دنبال تو میشینه روخاک خدا خدا میگه گاهی وقتا حرفاشو به ما میگه شبا وقتی یهو از خواب میپره دستاشو تکون میده لالا میگه آخه امروز تو کوچه گهواره دید دست مادرای شام شیرخواره دید صبح تا حالا باکسی حرف نزده فکر کنم حرمله رو دوباره دید