از هُرم عطش در همه‌ی دشت سراب است

از هُرم عطش در همه‌ی دشت سراب است

[ مسعود پیرایش ]
از هُرم عطش در همه‌ی دشت سراب است
دل از عطش اصغرِ بی‌شیر، کباب است

هر قدر که دیو و دَد این معرکه سیراب
فرزند حسین ابن علی تشنه‌‌ی آب است

شَه تشنه و شَهبانوی او تشنه، عجب نیست
نزدیک‌ترین واژه به ارباب، رباب است

بی‌تابیِ فرزند گذشت از حد و مادر
از حال خرابِ پسرش خانه‌خراب است

بی‌حال شده اصغر و ساکت شده امّا
گهواره هنوز از غم او در تب و تاب است

گُل آب طلب کرد و عطش قسمت او شد
تبخیر شد و آن‌چه از او مانْد گلاب است

تاریخ‌نویسان ننوشتند و نگفتند
در پاسخِ لب‌تشنه چرا تیر جواب است؟
****
جگرت آب شد از شدّت گرما چه کنم؟
روی دستم نکن اینقدر تقلّا چه کنم؟

آب از کافر اگر خواسته بودم می‌داد
گره‌ام وا نشد آخر به تمنّا چه کنم؟

کن حلالم اگر آغوش پدر امن نبود
سرزده تیر رسید و بی‌محابا چه کنم؟

گیرم از چشمِ حرم حلق تو را پوشاندم
تیرِ بیرون زده از زیر عبا را چه کنم؟

از بدن تجربه‌ی تیر کشیدن دارم
ولی این تیر سه‌شعبه است خدایا چه کنم؟
****
لالایی اصغرم توی آغوشم آروم بگیر
می‌ترسم از غصّه دق کنم آروم بگیر

لالایی اصغرم ای تنها دلخوشیِ رباب
می‌دونی تلظّی کردنت خیلی میده مادر رو عذاب

می‌بینی مادرت از غصّه پیر شده
لبای خشکِ تو مثل کویر شده

آبم بهت بدن باز خیلی دیر شده
لبای خشکِ تو مثل کویر شده

کاشکی بارون بیاد
یا از فرات عمو‌جون بیاد

کم مونده که از هُرم عطش
از تَرَک لب‌هات خون بیاد

دوس داری با عطش راهی به سوی دریا بشی
می‌دونم که تواَم دوس داری امروز قربون بابا بشی

برو عزیزکم دست علی باهات
اگه فدا شدی فدا سر بابات

برو مادر به قربون قد و بالات
اگه فدا شدی فدا سر بابات
****
درد داری که پُر از چین شده‌ای
با سه‌شعبه تو چه سنگین شده‌ای

دست و پا می‌زنی انگار بغل می‌خواهی
یا که جای من از این تیر، عسل می‌خواهی

می‌شد ای کاش به جایش که عبا بندازم
بغلت گیرم و با خنده هوا اندازم

لااقل بر لب من قند بده پیش رباب
به لبت حالت لبخند بده پیش رباب

عمّه‌ات نشنود این را کمرم درد گرفت
چقدَر دور گلویت پسرم درد گرفت

تیر ای کاش به سوی پدرت می‌آمد
صبر می‌کرد که دندان تو درمی‌آمد

مادرت در درِ خیمه نگران من و توست
نشود فاشِ کسی آن‌چه میان من و توست

همه بر خواهشِ بابا چه کنم خندیدند
به همه رو زدم امّا چه کنم خندیدند

هلهله زودتر از من خبرت را می‌بُرد
من نبودم، لبه‌ی تیر سرت را می‌بُرد

به لبت حالت لبخند بِده حس دارد
می‌روم خیمه ولی زخم تو خس خس دارد

یک سرِ تیر گلوی پسرم را سوزاند
دو سر دیگرِ آن هم جگرم را سوزاند

ضربش آن‌قدر شدید است که پاشید علی
تار صوتیِ تو را تیر تراشید علی

ای فدای تو غنچه‌ی نشکفته‌ی پَرپَر
وقت تدفینه اَفَهِمتَ یا علی‌اصغر

واسه‌ی غسلت کافیه اشک چشم زارم
وقت تدفینه اِسمَع اِفهَم طفل شیرخوارم

می‌بینی داره می‌لرزه دستای سردم
قلبمو همراه جسمت این‌جا دفن کردم

کاشکی فرصت بود عمیق‌تر بکَنم قبرو
فکر فردای تو و این قوم نامردم

لالایی واست می‌خونم از همین حالا
ای علی‌اصغرم لالا لالا لالا

رو تو خاک ریختن، واسه‌ی من مردنِ محضه
چقدَر سخته وایساده زمان تو این لحظه

مادرت بی‌چاره شد بعد از تو بی‌تردید
لااقل ای کاش راه رفتنو می‌دید

پربازدید ترین شعر روضه محرم و صفر حضرت علی اصغر (ع)

محبوب ترین محرم و صفر حضرت علی اصغر (ع)

محبوب ترین مسعود پیرایش

نظرات