نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

پدرت از نجف آمد تو هم از خیمه بیا قدمی رنجه نما پای بنه بر سر ما هوسم بود بیایی به ببرم ام بنین مادرت فاطمه آمد عوض ام بنین مشک پاره بده زینب که مدینه ببرد تا شود با خبر از هجرت من مادر من آن غلافی که عدو بر بدن فاطمه زد تیغ آن آمده امروز اخا بر سر من تا تو بودی خیمهها آرام بود دشمنت در کربلا ناکام بود تا تو بودی دست زینب باز بود بودنت بهر حرم اعجاز بود تا توبودی صورتی نیلی نبود دستها آمادهی سیلی نبود بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا بر دلم ترسم بماند ارزوی کربلا تشنهی آب فراتم ای اجل مهلت بده تا بگیرم در بغل قبر شهید کربلا از حرم تا قتلگه سعی و صفای زینب است لشگر کوفه مات وفای زینب است عالمی تحت لوای کربلا کربلا تحت لوای زینب است
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد