بود امیدم برادر جان مرا یاری کنی
حاج محمود کریمیپسندیدن43
بازدید10.5K
بود امیدم برادر جان مرا یاری کنی سال ها در لشکرم بهرم علمداری کنی ای دریغا از فراقت شد امیدم ناامید بی برادرم گشتم و پشتم خمید ابالفضل ای پناه لشگرم ابالفضل ای امید خواهرم ابالفضل ساقی لب تشنگان ابالفضل ای علمدار حرم ابالفضل هم پناه خیمه وساقیِ طفلان منی تو علمدار سپاهِ من و هم جان منی تو دو دستت قلم و تیر عدو چشم تو بست کمرم از غم داغ تو شکست (ابالفضل ای پناه لشگرم ابالفضل ای امید خواهرم ابالفضل ساقی لب تشنگان ابالفضل ای علمدار حرم ابالفضل) *** دست من قطع شد و پای مرا قطع کنید میکِشم منت اگر تیر به چشمم بزنید حاضرم بند ز بندم بنمایید جدا ولی از بهر خدا تیر به مشکم نزنید شیعیان غرق به خون گشته علمدار حسین بهترین یار حسین بهترین یار و مددکار وسپهدار حسین بهترین یار حسین تن خونین جوانان حسین روی زمین چشم زینب شده خون بار حسین ***