نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

وسطِ دردِ دل من یه نوازش آرزومه خیلی سخته که ببینم سَر بابا روبهرومه حتی یک لحظه نگاهت از دلم جدا نمیشه باورش سخته برا من تو بری واسه همیشه وقتِ پروازِ تو دستات تو برام قوَّتِ بالی حالا تو هقهقِ گریه جای شونۀ تو خالی دست و پام، میلرزه بابا نفسام، همراه خونه جای من، خاکِ زمین و جای تو، تو آسمونه (اَبَتا بابا حسین جان) 4 *** دربهدر تو دشت و صحرا روی خاکا میدویدم دنبالم دوید یه نامرد روی خارا میکشیدم گیسوهامو کَند و بعدش منو تازیونه میزد آخه من کاری نکردم منو بیبهونه میزد به سَر و صورتِ خاکیم دشمنا دارن میخندن پیرزنها حمله کردن همۀ موهامو کندن صورتم کبوده بابا روی دست و پام سیاهه دخترت بره کنیزی این دیگه آخرِ راهه وقت پروازِ تو دستات تو برام قوَّتِ بالی حالا تو هقهقِ گریه جای شونۀ تو خالی (اَبَتا بابا حسین جان) 4 *** اینجا دخترای شامی به لباسِ من میخندن هر کدوم با یه عروسک جلو من بازی میکردن وقتی که بازی میکردن گوشوارههاشونو دیدم یادگارِ داداشم کو نمیدونی چی کشیدم توی دستِ یه غریبه من دیدم انگشترت رو پیرهنِ پارتو دیدم یادگارِ مادرت رو خستۀ راهم و فکرم دستای گرمِ عَمومه داداشام کجان بابایی بغضِ تلخی تو گِلومه (اَبَتا بابا حسین جان) 4 ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد