(منو میزد، تو رو میزد منو با مشت، تو رو از پشت با یک خنجر منو میزد، تو رو میزد منو تنها تو رو اما با یه لشکر)۲ ریختن به روی سر بابا جلو چشم خواهر بابا آخ چی کشید مادرت بابا؟ نیزه کجا، حنجرت بابا؟ نعنا کجا، پیکرت بابا؟ آخ بمیره دخترت بابا (بابایی چرا ازم جدایی؟ من روی ریگ صحرا، تو روی نیزه هایی)۲ امون از این جدایی نمیدونم عمو جونم منو دیده یا فهمیده کتک خوردم؟ نمیدونم عمو جونم خبر داره که گوشواره درآوردم؟ درنیاوردم، درآوردن هدیه برای بچه شون بردن منو با بیرحمی آزردن دو سه تا از دخترا مردن دیشبُ از بس کتک خوردن زیر لگد تاب نیاوردن نگاهی، چشام میره سیاهی همین طوری بگردم دور سرت الهی بابایی چرا ازم جدایی؟ من روی ریگ صحرا، تو روی نیزه هایی امون از این جدایی به من خندید، به تو خندید به اشک من، به اشک تو دم خیمه به من خندید، به تو خندید جسارت شد که غارت شد همه خیمه کی این زنجیرُ به پام انداخت؟ پرستوها رو به دام انداخت؟ مسیر ما رو به شام انداخت؟ کی سنگ از بالای بام انداخت؟ یکی دو تا نه، مدام انداخت سرت رو پیش چشام انداخت سرت رو میبوسم حنجرت رو میخوام تو هم بابا جون ببوسی دخترت رو امون از این جدایی