هم اول و هم آخر و هم ظاهر و باطن

هم اول و هم آخر و هم ظاهر و باطن

[ حسین سیب سرخی ]
هم اول و هم آخر و هم ظاهر و باطن 
هم عابد و هم معبد و معبود علی بود

خاتم که در انگشت سلیمان نبی بود 
آن نور خدایی که بر او بود، علی بود

آن روز که پدر زِ پسر می‌کند فرار
ما را ولای شاه نجف می‌دهد قرار

تقدیر نه، عنایت مولا به کار ماست 
چرخیده زیر پای علی، چرخ روزگار
 
گر صد هزار بار به دنیا قدم نَهم
من روی می‌کنم به نجف صد هزار بار

گفتند مرگ لحظه‌ی تشریف حیدر است
مُردند عاشقانِ وصالش به اختیار

هر کس به یک طریق در ایوان او خوش است 
یک عدّه بین سجده و یک عدّه مِی‌گُسار

با گوشه‌ی عباش به آتش اشاره کرد
ناگاه بر خلیل گلستان شد آشکار

انگورهای روی ضریحش برای خلق 
مستی ما زِ نام علی گشت پایدار

تولیّت حریم علی، دست فاطمه است
گر پرده را خدا بزند لحظه‌ای کنار
****
ذکر دل بُوَد، یا علی مدد
بی‌حد و عدد یا علی مدد
یا علی مدد...

این روزگار می‌گذرد، خوب یا که بد
بهتر که عمر ما درِ این خانه بگذرد

پیداست از رخ آشفته‌ی رباب 
بعد از حسین، خانه‌ی شادی شود خراب
****
خداحافظ ای برادرِ زینب 
به خون غلتان در برابر زینب 
خدایا از این غم چه چاره کنم؟
 
به زخم تنت روی ریگ بیابان 
به اشک دل و سوزِ آهِ یتیمان 
خدایا از این غم چه چاره کنم؟

پربازدید ترین شعر مدح حسین سیب سرخی محرم و صفر امیرالمؤمنین (ع)

پربازدید ترین شعر مدح محرم و صفر امیرالمؤمنین (ع)

محبوب ترین محرم و صفر امیرالمؤمنین (ع)

محبوب ترین حسین سیب سرخی

نظرات