نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

نجف از یومن علی قدر و بهایی دارد بهتر از باغ جنان است بیابان نجف با تعاریف زیادی که شنیدم زبهشت شک ندارم که شبیه است به ایوان نجف می رود دل همان جا که تعلق دارد به دیار ملکوته مه تابان نجف بحر خدمت به علی هر ملیک صف بسته تا شود خادم و جاروکش و دربان نجف قصه ی عشق من و ساقی کوثر بوده ثبت از روز ازل در دل دیوان نجف ذکر یافاطمه دل می برد از حضرت عشق می رود از حرمش تا به شبستان نجف شاعر و سائل و درمانده ندارد فرقی به همه می دهد از لولو و مرجانه نجف با هزاران غم و امید ز راه آمده ام مورم و در پی الطاف سلیمان نجف یاعلی بر در تو مثل فقیر آمده ایم نان و خرما بده بر دست یتیمان نجف مادرم در شب میلاد شما نذری داد که بمانم همه ی عمر به دامان نجف جان ناقابل من نیز حلالت آقا ثبت کن نام مرا جزو شهیدان نجف یا اباعبدالله لعنت به جماعتی که منعت کردند از آب فرات یا اباعبدالله
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد