هر چند که در عشق به وسواس رسیدی

هر چند که در عشق به وسواس رسیدی

[ محمدحسین حدادیان ]
هرچند که در عشق به وسواس رسیدیم
لب تشنه، به سرچشمه‌ی احساس رسیدیم

با شبنمی از اشک به الماس رسیدیم
وقتی به در خانه‌ی عباس رسیدیم

ای عشق، دخیلیم به لبخند ملیحت
پر می‌کشم امشب به تمنای ضَریحت

تا بودم تا هستم و تا عشق تو باقیست
تا در دلم احساس خوش یاس و اقاقیست

تا در سر من شور حجازی و عراقی‌ست
سرمستم و مستی من از حضرت ساقی‌ست

ساقی نجف از می سقای تو مستم
مابین دوراهی نجف علقمه هستم

امشب حرم کعبه همین بیت گِلین است
بنت اسد امشبمان اُم بنین است

با نام علی نام ابالفضل قرین است
والله اسداالله همین است همین است

یعنی که علی آمده از راه دوباره
بنت اسد آرد اسدالله دوباره

خوب است که من بعد نیاید سَحر از راه
وقتی که بلند است شب از طَلعت این ماه

ماهی که درخشیده به دستان یدالله
ای دست نگاه حسد از روی تو کوتاه

شب بارقه‌ای در دل چشمان سیاهت
لَاحَولَ وَلَا قُوه اِلا به نگاهت

پربازدید‌ترین‌های شعر مدح حضرت عباس (ع)(اعياد و ولادت‌ها)

محبوب‌ترین‌های حضرت عباس (ع)(اعياد و ولادت‌ها)

محبوب ترین‌های محمدحسین حدادیان

نظرات