آسمان جلوهای اگر دارد
محمدحسین حدادیانپسندیدن3
بازدید3K
آسمان جلوهای اگر دارد از نماز شب قمر دارد روز ميلاد تو همه ديدند نخل اُمّالبنين ثمر دارد آمدی و حسين قادر نيست از نگاه تو چشم بردارد كوریِ چشم اَبترانِ حسود چقدر فاطمه پسر دارد ای رشيدِ علی، نظر نخوری شهر چشمان خيرهسر دارد باب حاجات، قبلهی خيرات به تو و قد و قامتت صلوات ای نسيم پُر از بهار علی ماه در گردشِ مدارِ علی چقدر مشكل است تشخيصت تا كه تو میرسی كنار علی با تو يک نور ديگری دارد شجرهنامهی تبار علی دومين حيدر ابوطالب صاحب غيرت و وقار علی به شما میرسد تمام و کمال همهی ارث ذوالفقار علی ای علمدار و سرپناه حسين حضرت حمزهی سپاه حسين كاشفالكَربی و تمنّا من دستهای هميشه بالا من تو بر اين خاکها بكِش دستی اگر اين خاک زر نشد با من سر سال است مَرد مسكينم مكش از دست خالیام دامن چقدر فاصله است ای دريا از مقام ظهور تو تا من تو بزرگ قبيلهی آبی تو غديری، فراتی امّا من خشکسالم، كوير بیآبم روزگاریست تشنه میخوابم كمرت جايگاه شمشير است لب تو جايگاه تكبير است سر ما را بزن همين امروز صبح فردا برای ما دير است هيچ كس روبهروت نيست مگر آن كسی كه زِ جان خود سير است سيزده ساله، حيدری كردی پسر شير بيشه هم شير است گيرم افتاده است روی زمين دست تو باز هم علمگير است پسر شاه لافتی عباس ای جوانیِ مرتضی عباس از نگاهت كبوتریوارم به مقام تو غبطه میبارم ارمنی هم اگر حساب كنی دست از تو بر نمیدارم بده آن مَشک پارهی خود را تا برای خودم نگه دارم بیسبب نيست گريهی چشمم حسرت صبح علقمه دارم با تمامیِ شور و احساسم آرزومند كفو العباسم زلف ما را زِ مشک وا نكنید لب ما را از آن جدا نكنيد پای ما را به جای خالی مَشک در حريم فرات وا نكنيد دست بر زيرتان نمیآرد آبها اينقَدَر دعا نكنيد تيرها روی اين تن زخمی خودتان را به زور جا نكنيد تازه طفل رباب خوابيده جان آقا سرو صدا نكنيد تا كه از مَشک پاره آب چكيد رنگ از چهرهی رباب پريد **** لالا خواب میدیدم پَر در آوردی دندون شیری در آوردی تو بغلم بودی و حالا رو نیزهها سر در آوردی لالا لالا سرت نیفته از بالا بیا بیا رو دامنم همینحالا