نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

نمیتونم ببینم از آشیون پر میزنی توی خون شناوری و داری پرپر میزنی *** عموجونم به خدا منم اسیر عشقتم گرچه سنی ندارم ولیکن پیر عشقتم *** نمیتونم ببینم سرت از تن جدا میشه سر غرق خون تو گل رو نیزهها میشه *** بعد قاسم به خدا دل من از غصه پره نمیتونم ببینم رقیه سیلی میخوره *** نمیخوام اسارت عمه رو اینجا ببینم نمیخوام با دست بسته توی محمل بشینم *** میزاری فدات بشم؟ فدای بچههات بشم تو منای کربلا قربونی پیش پات بشم *** میدونم دوسم داری چراغ چشم ترتم فرقی برات نداره برادر اصغرتم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد