همه مستان باده خورده و مست
حاج سعید حدادیانپسندیدن1
بازدید600+
همه مستان باده خورده و مست، می نخورده ازین جام شیرینم همه گلها رفته و نبود جای آن که در این خیمه بنشینم بود ننگم زنده باشم و پیش دیدۀ من باغ گل پرپر نمیخواهم زیر تیغ عدو دست و پا زدن باغبان بینم مرا با می آشنا بنما، مرا از غمها رها بنما ای عموجانم، ای عموجانم *** بیا دشمن جای پیکر او پارهپاره نما پیکر من را مزن خنجر ظالمانه به او کن جدا از تن این سر من را بزن گلچین شاخ و برگ مرا کن رها ز کفت باغبانم را نمیخواهم تا نظاره کنم ظالمانه کشی دلبر من را بزن تیغت بر گلوی من، مزن خنجر بر عموی من ای عموجانم، ای عموجانم