نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

غرقِ در باغ رُخت گشت و گذار عبدالله؟ داده از دست چو موی تو قرار عبدالله ریخته در كَفِ خود دار و ندار عبدالله دیده چون در رُخ تو خون و غبار عبدالله نیست آن كَس كه نشیند به كنار عبدالله تیر خود را بزن ای حرمله بی تاب شدم یاد تابوت شدم غم زده ی باب شدم از غم عشق عمو شمع صفت آب شدم من ندای دمِ جان دادن ارباب شدم همچو اصغر شده با تیر شكار عبدالله عمو حسین مظلوم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد