نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

نقش بیابان دیدم آخر پیکرت را از من نگیر اکبر نگاه آخرت را داغت تمام خیمهگاهم را بهم ریخت حالا چه گویم من جواب مادرت را جانم علی، جانم علی، جانم علی جان ***** من هم شبیه خاک صحرا تشنه هستم بالا بگیر ای شِبه پیغمبر سرت را دشمن میان مقتلت با خنده میگفت حالا بیا بردار جسم اکبرت را جانم علی، جانم علی، جانم علی جان ***** فریاد بابا گفتنت خیلی ضعیف است از بس که خون پر کرده راه حنجرت را از زیر بال و پر سرت بیرون گرفتی باران تیر آمد وضو در خون گرفتی
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد