نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(ای تازه جوانم اکبر، ای همه هستم و نور دیدگانم)۲ آهسته برو علی جان، که غمت برده ز من تاب و توانم (وای شِبه پیغمبر من، نور چشم تر من)۲ وای میبری با خود اکبر روحم از پیکر من (وای علی جان، وای علی جان)۲ لرزیدم تا که شنیدم، از دل میدان صدای نالههایت مردم آن دمی که دیدم،میکشی روی زمین تو دست و پایت وای چه کنم با فراقت، با تب و سوز داغت؟ وای روی قلبم بماند، داغ تو تا قیامت (وای علی جان، وای علی جان)۲ از داغ شهادت تو، شده لبریز دلم ز غصه و غم هو بر من، سرت چه آمد؟ که چنین پیکر تو پاشده از هم وای سرو در خون تپیده، ای به خاک آرمیده وای خیز و بنگر ز هجرت، قامت من خمیده (وای علی جان، وای علی جان)۲ (بر پیش دو چشم زارم سنگ کوفیان تو را نموده پر پر)۲ هر جا را کنم نظاره، تکهای از بدنت افتاده اکبر وای پیش چشمان بابا، شدهای ارباً اربا وای چه بگویم جوابِ مادرت ام لیلا؟ (وای علی جان، وای علی جان)۲ دیگر از نفس فتادم، ای جوانان بنی هاشم بیایید من دیگر رمق ندارم، لحظه ای آیید و یاریم نمایید وای حال من شد پریشان، بارم از دیده باران وای خواهر بیقرارم، تو میا سوی میدان وای علی جان، وای علی جان
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد