نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دیگه میون سینه نمونده به غیر آهی من که دیگه به جز تو ندارم پشت و پناهی پاشو که از غمت میشه پرپر غنچه گل یاس تو رو قسم به جون رقیه بلند شو عباس تو تنها پشت و پناه منی تو امید و تکیهگاه منی تمومه کارم بدون تو علمدار این سپاه منی ابوفاضل ای عَلمدارم... کنار جسم پر خونِ تو از کمر خَمیدم دار و ندار من بودی و کردی ناامیدم پاشو ببین اباالفضل داداشت بیکَس و تنهاست پاشو ببین به دورم سراسر هلهله برپاست ببین خیمه قحطی آبه پاشو که شیشماهه بیتابه نداره دشمن حیا داداش رقیه تو خیمهها خوابه ابوفاضل ای عَلمدارم... ای ماه آسمونم چرا بین خاک و خونی جدایی از تو سخته برا من خودت میدونی آسمون چشام از غمت بارونیه داداش دل پر از غمم مثل چشمات خونیه داداش ببین داداش چشم خونبارم پاشو از جا ای علمدارم پس از تو وای بر دل زینب امان از طفلان آوارم ابوفاضل ای عَلمدارم... فرق سرت شکسته بمیره برادر تو حسین فدای زخمو جراحات پیکر تو آخر نشد بگیریم با هم انتقام زهرا بازو نزن رو خاکا نمیخواد بلند شی از جا میون یک خیمهی غمگین رقیه چشمانتظاره ببین به حق زهرا الهی که عمود خیمت نیاد پایین ابوفاضل ای عَلمدارم... فدا سرت برادر اگر بیقرارم اینجا فدا سرت برادر اگر قامتم شده تا فدا سرت برادر اگر مَشکت شده پاره فدا سرت برادر اگر من شدم بیچاره شده روزم تیرو همچون شب میسوزم من بین تابوتم ببین اشک و التماس منو پاشو جون خواهرت زینب ابوفاضل ای عَلمدارم... ای ساقی رشیدم ببین از غمت خمیدم از بس که از تنت تیرو نیزه بیرون کشیدم تموم پیکرت پاره پاره شده واویلا چهارهزار تیرانداز و یک سقّا تک و تنها خداحافظ ای دلاور من خداحافظ سایهی سر من خداحافظ یار تشنهلبم خداحافظ ای برادر من خداحافظ ای علمدارم...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد