تصویر حسن عطایی - می‌شدش آب بدین نخواستین

می‌شدش آب بدین نخواستین

[ حسن عطایی ]
می‌شد‌ش آب بدین، نخواستین
این همه زدین، یه لحظه وایستین
پیرهنی که دادین به دستم
نه گریبان داره، نه آستین

پیراهن تو عطر تو رو دیگه نداره
(بوی نعل می‌ده)٣
این پیرُهن غرقِ به خون و پاره پاره
(بوی نعل می‌ده)٣

اون نیزه‌شکسته‌ای که تُو دستِ سنانه
(بوی خون می‌ده)٣
اون عقیق کهنه‌ای که دستِ نیزه‌داره
(بوی نعل می‌ده)٣

آه عزیز خواهر، کی هنجرت رو بگو بریده
(آه گلو بریده)۳

بعد تو رنگ آب و دیدم
گریه‌های رباب و دیدم
گریه کردم به یادِ بابا
دور دستم طناب و دیدم

من واسه ی انگشتر کهنه‌ی شکسته‌ت
(گریه‌ها کردم)٣
لحظه‌ی وداع برای اون نگاه خسته‌ت
(گریه‌ها کردم)٣

من کنار پیکر تو بِین شیب گودال
(روضه‌ها خوندم)٣
من برای زخمِ باز اون سرِ نبسته‌ت
(گریه‌ها کردم)٣

شمر جلوی چشمم سر تو رو مو به مو بریده
(آه گلو برییده)۳

پربازدید‌ترین‌های زمینه عصر عاشورا - قتلگاه(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های عصر عاشورا - قتلگاه(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های حسن عطایی

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد