و اما الحزن
حسن عطاییپسندیدن18
بازدید6.5K
و اماالحزن، حزن من زیاده از مصیبت حالت و اماالحن شبا گریه میکنم برا گودالت (شهید مظلوم، بریده حلقوم) ۲ (چیکار کنه زینبِ تو) ۲ چقدر تو گودال زیادن ترک ترک شد لب تو چرا بهت آب ندادن برا تو روضه میخونم با چشمای تر حسینم چجوری بشناسمت ای شهید بی سر حسینم حسین جانم واویلا واویلا... (شدم بی حال، زینِ واژگون ذوالجناحت رو دیدم) ۲ دم گودال، دست و پا زدن تو قتلگاهت رو دیدم (شهید بی سر، غریب مادر) ۲ یه سنگی به ابروهات خورد خندۀ لشکر بلند شد یه نیزه به پهلوهات خورد گریۀ مادر بلند شد بگو چجوری سرت رو رو نیزهها دیده زینب آخه دم ظهر تو خیمه (گلوتو بوسیده زینب) ۲ **** از حرم تا قتلگه زینب صدا میزد حسین دست و پا میزد حسین زینب صدا میزد حسین