می آمد سر به زیر و شرمنده ی تو
حاج حسن خلجپسندیدن4
بازدید1.7K
می آمد سر به زیر و شرمنده ی تو باگریه اش آمیخت شكرخنده ی تو حُر بود اسیر، تا امیری می كرد آن لحظه امیر شد كه شد بنده ی تو روزی كه زدریای لبت دُر می رفت نهر كلماتت از عطش پُر می رفت یك جوی ازآن شط عطش سوز زلال آهسته به آبیاری حُر می رفت