می آمد سر به زیر و شرمنده ی تو
باگریه اش آمیخت شكرخنده ی تو
حُر بود اسیر، تا امیری می كرد
آن لحظه امیر شد كه شد بنده ی تو
روزی كه زدریای لبت دُر می رفت
نهر كلماتت از عطش پُر می رفت
یك جوی ازآن شط عطش سوز زلال
آهسته به آبیاری حُر می رفت
پربازدید ترین شعر روضه حاج حسن خلج محرم و صفر توبۀ حضرت حر (ع)