
مولای من جان علی کوفه میا کوفه تو را مهمان کند به کربلا *** ای زاده خیرالنساء تنها شده سردار تو میمیرد و دارد به دل آرزوی دیدار تو واویلتا واویلتا واویلتا واویلتا *** از دوریات همواره در تاب و تبم دلواپس جور عدو بر زینبم همچون لب خشکیدهات جان میدهم من لب تشنه نامههای کوفه شده شمشیر و خنجر و دشنه *** نالهکنان از سفرت خواهر توست تیر عدو منتظر اصغر توست *** گرچه نشد قسمت من دیدارت ای گل زهرا وعدۀ دیدارم با تو باشد به روی نیزهها