نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

سر به زیر تیغ و دل در حسرت دیدارها مرگ شیرین است بی دل شوره ی دلدارها بیعت دستم شكست و كوفه ماند و غربتم از وفاشان پشت پا خوردم یكی نه، بارها مردهاش از چند تا انگشت دستم كمترند چند تایی هانی اند و میثم تمارها چوب دارد می خورد بر قیمت انگشترت صحبت مال و منال توست در بازارها
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد