نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

رمضان سفره مهمانی مخصوص خداوند ودود است مه رحمت و جود است مه ذکر و صلاة است و رکوع است و سجود است و سلام است و درود است تعالی الله از این فیض که در نیمه این ماه دل افروز خداوند تعالی شده در دامن زهرا مه تابان محمد متجلّی که دمیده است فروغش به دل اهل تولا سر دست علی و فاطمه سلام الله علیها و شانهی مولا مه هر انجمن است این ولی ذوالمنن است این به نبی جان و تن است این به علی یاسمن است این حسن است این، حسن است این که در این ماه خدا ماه خدا بوسه زند بر سر و رویش همه محو گل رخسار نکویش همه دلدادهی خویش همه آوارهی کویش همه را دیده به سویش همه دیدند به رخسار خدا منظر او روی خدا را شب شور و شعف اهل ولا شده امشب که عیان وجه خداوند تعالی شده امشب همه عالم چو دل آل علی غرق تجلا شده امشب که ز هم غنچه نو رستهی زهرا و علی وا شده امشب گهر بحر شرف فاطمه شد مادر و مولای دو عالم علی بابا شده امشب پسری داده خدایش چه پسر نام حسن، روی حسن،موی حسن،خلق حسن، خوی حسن بلکه سزاوار بُود تا که بخوانند حسن در حَسنش لحظه به لحظه صلوات از طرف خلق و خدا یکسره بر جان و تنش وحی الهی سخنش بوسه گه ختم رسل لعل لبان و دهنش کیست حسن مظهر حُسن ازلی هستی زهرا و علی، جان جهان، حصن امان،فخر زمان روح و روان، سرّ نهان، نور عیان بلکه به هر عصر و زمان برده دل اهل ولا رامه و مهر و فلک و ارض و سما حور و ملک جن و بشر در شب میلاد حسن جشن گرفتند که امشب شب بسیار عظیم است همانا شب میلاد کریم ابن کریم است به هم رسانده خداوند علی و زهرا را نشان دهد به همه لؤلؤ دو دریا را شمایلت نمکین تر ز یوسف است آقا تو تشنه میکنی از عشق خود زلیخا را و کافران همه ایمان میآورند به تو اگر نشان بدهی آن جمال زیبا را زمان توان گذشتن ندارد از پیشت چرا که بند میاری همه گذرها را فدای آن لب شیرین فقط تو لب تر کن که سبز میکنی از نخل خشک خرما را من عاشق حسنم دین و عشق من حسن است تمام ذکر من امشب حسن، حسن، حسن است مبارزی که به دستان تو اسیر شود عزیز میشود و عاقبت امیر شود کریم هستی و با احترام میبخشی نمیشود که گدا پیش تو حقیر شود همیشه دست گدا را سریع پر کردی ندیده است کسی بخشش تو دیر شود کرامت تو همان دفعهی نخست بس است گدا دوباره محال است که فقیر شود غذا بدون تو اصلا به ما نمیچسبد بیا خودت سر سفره فقیر سیر شود به امر تو شده داماد سیّدالشّهدا که قاسم تو به پای حسین پیر شود بیا دعا کن و ما هم به پاش پیرشویم به لطف تو در این خانه کاش پیرشویم نمیشود بشناسیم ما غلام تو را چگونه درک کند عقل ما مقام تو را مگر چه کرده ای آقا که جای یا رزّاق صدا زدند فقیران شهر نام تو را تمام وقت کنارت حسین ساکت بود برای اینکه فقط بشنود کلام تو را کسی که صلح تو را جاهلانه سازش خواند نخوانده معنی تاریخی قیام تو را کسی که گفت تو ترسیدی و نجنگیدی ندیده ضربت شمشیر در نیام تو را غریب شهر همه کینه از علی دارند نمیدهند اگر پاسخ سلام تو را تو بودی و به علی لعن کرد بر منبر نگه نداشت معاویه احترام تو بدون شک دم آخر حسین گفت به تو غریب فاطمه میگیرم انتقام تو را چه کرد زهر تمام تن تو در تب سوخت چه دید داخل آن تشت قلب زینب سوخت شب تولد تو نیستم کنار بقیع خدا مرا برساند سر مزار بقیع مزار تو یک شمع نیز روشن نیست چه ساکت است شب جشن شام تار بقیع صبا حریم حسن را غبار روبی کن نشسته روی مزار حسن غبار بقیع کبوتران خراسان به یکدگر گویند بیا که پر بگشاییم تا دیار بقیع خدا بخواهد اگر میرسد زمانی که سرود جشن بخوانیم در جوار بقیع
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد