اگر چه عاشق ناقابل شماست دلم
سید مجید بنی فاطمهپسندیدن5
بازدید4.7K
اگرچه عاشق ناقابل شماست دلم بیا به خانه ی خود منزل شماست دلم اگر که شیعه شدم از دل شماست دلم که از اضافهی آب و گِل شماست دلم من آفریده شدم تو دل مرا ببری طفیل هستی عشق اند آدمی و پری تو آمدی رمضان سفرهی ضیافت شد شب تولد تو تازه ماه رؤیت شد همین که در دو جهان کار تو کرامت شد خیال من دگر از روز حشر راحت شد به شکر آنکه برای خدا حسن شده ای چهار رکعت یومیههای من شده ای همیشه پشت در خانهی تو مهمان است بیا ز خانه که در کوچه راه بندان است هر آن کسی که گدایت نشد پشیمان است الا که گوشه ای از سفرهی تو ایران است چه میشد اگر قبر تو در ایران بود شب ولادت تو صحن تو چراغان بود سه بار زندگی ات را به این و آن دادی جذامی آمده و روی خوش نشان دادی به آنکه گفت به تو ناسزا امان دادی گرسنه بود و به او قرصهای نان دادی هزار سفره اگر هم فراهم آورده کرم کنار کریمی تو کم آورده ازل ندیده دگر تا ابد همانندت غزل چه هست به جز بندهای دربندت جمل شکسته شده فتنهاش ز ترفندت عسل شدهست چه شیرین ز کام فرزندت برای روز مبادا دوتا پسر داری دوتا پسر که نه یک جفت شیر نر داری سفید نیست که سرخ است پرچم صلحت و نیست صحبت سازش در عالم صلحت نبود تیغ برنده تر از دم صلحت بپاست کرب و بلا از مُحرّم صلحت سکوت تو ثمرش میشود قیام حسین شما امام حسن هستی و امام حسین تو اعتبار زمین، افتخار زهرایی قرار فاطمه ای، بیقرار زهرایی توئی که تا به ابد رازدار زهرایی میان کوچه فقط تو کنار زهرایی دوباره حرف تو شد نام مادرت بردم مرا ببخش اگر خاطر تو آزردم خوشا به حال گدایی که ریزه خوار شماست خوشا به حال غلامی که پیشکار شماست خوشا به حال جذامی که هم غذات شده نشسته از سر سفره و کنار شماست قرار شد همگی بندهی شما باشیم که بندگی خدا تحت انحصار شماست بدون شک که حریم تو خانهی وحی است و جبرئیل امین هم سرایدار شماست بگیر جان مرا هر زمان که میخواهی که مرگ و زندگی من در اختیار شماست شب توّلد تو با شبی برابر نیست برای سائل از این شب، شبی که بهتر نیست سریعتر نوهاش را کنیزهای حرم بیاورید که دل در دل پیمبر نیست کجاست آن زن بی چشم و رو نگاه کند که نسل احمد مکّی تبار ابتر نیست شفیع ما حسنین اند چون که پیش خدا کسی عزیزتر از این دو تا برادر نیست نشستهایم در خانهی حسن و حسین شدیم ما همه دیوانهی حسن و حسین به جز حسن چه کسی انقدر شبیه خداست شمایل حسن از هر نظر شبیه خداست فرشتگان مقرّب به یکدگر گویند نگاه کن این چه قدر پسر شبیه خداست علی و فاطمه آیینهی خدا هستند طبیعی است حسن هم اگر شبیه خداست درست مثل همند این چهارده معصوم رخ تمام چهارده نفر شبیه خداست همیشه از همه دور و برش اذیّت شد هم از غریبه هم از لشکرش اذیّت شد غریبه ها که به جای خود این امام غریب چقدراز طرف همسرش اذیّت شد از ان وقایع کوچه به هیچکس چیزی نگف و تا نفس آخرش اذیّت شد چقدر قلب و غرورش شکست در کوچه چقدر پیش روی مادرش اذیّت شد