
منصور و راضیه و مرضیه و زهرا معصومه و نوریه و صدیقهی کبری حنانه و هانیه و ریحانه و کوثر انسیه و حوریه و انسیهی حورا اینها همگی فاطمه هستند ولی نیست محدودیت فاطمه به اینها مادر که نه بالاتر از آن، ام الحسنین است دختر که نه بالاتر از آن، ام ابیهاست فردوس برین باغ بهشت است به صورت فردوس برین خانهی زهراست به معنا پیچیده در آن عطر به و یاس و گل سرخ بیرون زده از پنجرهاش شاخهی طوبی روزی که بخندد همهی شهر بهاریست آن شب که بگرید شب عالم شب یلداست آن شب که بگرید همهی شهر بگریند آن شب که بگرید شب عالم شب یلداست آن شب که بگرید همهی شهر بگریند آن شب که بگریند چه میآید سر مولا ******* وقت اذان زدند مرا زخمها با زبان زدند مرا یک تنه کاروان گریه شدم قد یک کاروان زدند مرا ******* ای بابا حکایتی شده مویت ای بابا شکستگی ابرویت ******* کلبهی تاریک من صفا گرفته رو لبم خنده دوباره جا گرفته با سر زخمی بابا تا که رسیدی همه زخمام انگاری شفا گرفته خوشحالم از اینکه اومدی کنارم از خوشی بابا دارم بال در میارم عمه رو دیدم که تو گودال چیکار کرد مثل اون لب روی رگهات میگذارم میخوام از تو بگیرم بابا اجازه تا بگم از غصههام که مثل رازه از موهام گرفت منو یه مرد شامی روی خاک کشید منو مثل جنازه ******* بذار یواشکی بگم بابا چی اومده سرم خودت ببین دیگه موهام نمیرسه تا کمرم