نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

باز این چه شورش است که در خانه علی ست۲ این سوز گریه های غریبانه ی علی است خورشید آسمون و زمین کنج بستر است این خانه بعد فاطمه ویرانه علی ست آنچه در این خانه خود را می نمود عشق بود و عشق بود و عشق بود خورشید آسمون و زمین کنج بستر است این خانه بعد فاطمه غم خانه علی است (حیدر چرا به شانه دیوار سر نهد سرهای قدسیان همه برشانه علی ست) ۲ باز این چه نوحه و چه عزا و چه شیون است۲ این جان حیدر است که درحال رفتن است۲ دیدی چگونه قامت یک پهلوان شکست۲ در را که دید فاتح خیبر زمین نشست (من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می رود)** جان علی به گوشه بستر چه میکنی پر میزنی و با دل حیدر چه میکنی از کار من همیشه گره باز کرده ای تنها تو در به روی علی باز کرده ای ای پاسخ سلام بدون جواب من چادر به چهره ات نکش ای آفتاب من
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد