علی بهانه شد و ضربه خرد بازویش

علی بهانه شد و ضربه خرد بازویش

[ سیدمهدی میرداماد ]
علی بهانه شد و ضربه خورد بازویش 
دری شکست در آن دم فتاد بر رویش 

هوا ز جور مخالف چو قیرگون گردید 
نشست سایه‌ی دستی سیاه بر رویش 

******

پربازدید ترین شعر روضه سیدمهدی میرداماد فاطمیه فاطمیه

پربازدید ترین شعر روضه فاطمیه فاطمیه

محبوب ترین فاطمیه فاطمیه

محبوب ترین سیدمهدی میرداماد

نظرات