
از آنچه در دو جهان هست بیشتر دارد فقط خداست که از حال او خبر دارد یکی برای علی ماند و آن یکی همه بود اگر چه لشگرِ دشمن چهل نفر دارد عقیقِ سرخ از آتش نداشت واهمهای کسی که کفوِ علی میشود جگر دارد کمر به یاریِ تنهاییِ علی بسته میانِ کوچه اگر دست بر کمر دارد سر علی به سلامت، چه باک از این سردرد محبّت ولیُ الله دردِ سر دارد کسی که شهر سرِ سفرۀ قنوتش بود چگونه دست به نفرین قوم بردارد صدا زد أشهدُ أنَّ علی ولیُ الله ولی دریغ که این شهر گوشِ کر دارد زمان خوردن حقِّ علی و اولادش سقیفه است و احادیث معتبر دارد سقیفه مکتب شیطانیِ خلافت بود سیاستی که برایش علی ضرر دارد کنیزِ بیتِ علی خاک را طلا میکرد سقیفه را بنگر فکر سیم و زر دارد اگر چه باغِ فدک نعمت فراوان داشت ولی ولایت او بیشتر ثمر دارد گرفت راه زنی را به کوچه راهزنی در آن محله که بسیار رهگذر دارد بگو به دشمن مولا مرام ما این نیست زمانِ جنگ بیاید، اگر هنر دارد کشید و برد، زد و رفت، من نمیدانم حسن دقیقتر از ماجرا خبر دارد بگو به شعله، چه وقتِ دخیل بستن بود هنوز چادر او کار با بشر دارد بگو به میخ، که این کعبه را خراب نکن غلاف کاش از این کار دست بردارد دهانِ تیغِ دودَم را عجیب میبندد وصیّتی که علی از پیامبر دارد فدای محسن شش ماههاش که زد فریاد سپر ندارد اگر مادرم پسر دارد به شعله سوخت پر و بالِ مادر، امّا نه حسین هست، حسن هست، بال و پر دارد اگر خمیده علی از نمازِ آیات است در آسمانِ غمش هاله بر قمر دارد شبانه گشت به دستِ ستارهها تشییع که ماه الفت دیرینه با سحر دارد میانِ شعله دعایش ظهورِ مهدی بود که آه سوختگان بیشتر اثر دارد شاعر: مجید تال ***