نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

من نگه میکنم، تو دست و پا میزنی با لبی پر ز خون، مرا صدا میزنی داغ تو بر دلم، قاتلت قاتلم یا بنیَ یا بنیَ یا بنیَ یا بنیَ به کنارت علی کشان کشان آمدم با قدی چون کمان گریه کنان آمدم زده آتش به جان خندهی کوفیان یا بنیَ یا بنیَ یا بنیَ یا بنیَ گر نخیزی ز جا دار و ندارم علی مو پریشان کند عمه کنارم علی ارباً اربا شدی نقش صحرا شدی یا بنیَ یا بنیَ یا بنیَ یا بنیَ (وای علیِ اکبرم) **** بجز از علی که آرد پسری ابوالعجایب؟ که علم کند به عالم شهدای کربلا را دلم هوای نجف کرده یا علی مددی **** وقتی که بوَد فخر خدا را به علی هر کس به کسی نازد و زهرا به علی غم نیست به لغزیدن پا روی صراط عالم به کسی تکیه کند ما به علی
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد