نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

من قاسمم از نسل علی همهعالم فرع است بر اصل علی دردتان را میدانم، دردتان نام علی است بغضتان بغض به اسلام علی است قاسمم دشمن رسم اموی هستم من نبوی هستم من؛ مدنی هستم من چشمتان کور که شیر علوی هستم من نور افلاک منم؛ آهوی چالاک منم؛ شیر بیباک منم حذر از خطر نمایید، خطرناک منم؛ فوق ادراک منم نوهی حیدرم و شور علی در سرم و وارث جاه و جلال پدر خاک، منم من قاسمم؛ پدرم را به خاطر دارید روز صفّین چهها به روزتان آورده ناقهی سرخ شما را پدرم پی کرده پدرم بود که بنیاد شما را سوزاند پدرم بود که نامش همهی اهل جمل را ترساند پدرم بود که فریاد أناالحسن کشید آنکه از ضربهی تیغش، همتان ضجّه زدید آمدهام خاطرهی رزمش را زنده کنم دشت را ز خون نااهلان، آکنده کنم قاسمبنالحسنم؛ خلیلم و بتشکنم بوی جنّت رسد از نخبهنخ پیرهنم رزم طوفنده، منم؛ ضربهی برّنده، منم شیر سرزنده، منم؛ دولت پاینده، منم مرگ اگر بهر حسین است ز عشق مرگ آکنده، منم آنکه با هیبت حیدری زند نعره، منم آنکه از تکتکتان آب کند زهره، منم من قاسمم؛ دانشآموختهی مکتب اکبر هستم نجل حیدر هستم؛ مو به مو فاطمها حسن سراسر هستم بیزره آمدهام، باک ندارم از کس سرو، کی ترس به دل داشته از لشکر خس آی ای ازرق ملعون! هشدار دیدهای رزم بنیهاشمیان را بسیار آمدم کار بنیامیّه را زار کنم آسمان کربلا را به سر نحس تو آوار کنم راه حق، رسم من و ابن حسن، اسم من و روح مرتضیعلی آمده در جسم من و جاندهم پای عمو؛ سپر شوم جای عمو تا که کیف الموت عندک را شنیدم من از نای عمو گفتم ای نور ازل! برادر شیر جمل گر که در راه تو باشد، موت أحلی مِن عسل
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد