نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

تیغ و بدن تو كربلا غوغا كرده طفل و كفن جلوه ای از مولا كرده نسل حسن چه محشری بر پا كرده پیش چشم علمدار بین لشكر كفار داره رجز رو لبهاش سبط حیدر كرار یك شیر تو میدونه و شمشیر میگردونه و عباس داره میبینه و لا حول ولا قوه الا بالله میخونه -------- چه با وقار چه با جنم الله الله دل میبره با هر قدم از ثارالله روی لب اهل حرم ماشاءالله چشمش رفته به مادر رزمش رفته به حیدر طوری میجنگه انگار حیدر رفته به خیبر لشكر بی سامونه و دشمن سرگردونه و ارباب برای قاسمش لا حول ولا قوه الا بالله میخونه -------- دور و برش پر از گرفتاری میشه زخم سرش یواش یواش كاری میشه روی پرش چشمه ی خون جاری میشه با دردای نهفته با این فرق شكفته میبره اسم عمو رو حتی وقتی میافته میدون گلبارونه و قاسم غرق خونه و نجمه با گریه زیر لب لا حول ولا قوه الا بالله میخونه برخوان غم چو عالمیان را صلا زدند اول صلا بسلسله انبیا زدند نوبت با ولیا چو رسید آسمان طپید زان ضربتی كه بر سر شیر خدا زدند آن در كه جبرئیل امین بود خادمش اهل ستم به پهلوی خیرالنسا زدند بس آتشی ز اخگر الماس ریزهها افروختند و در حسن مجتبی زدند وانگه سرادقی كه ملك محرمش نبود كندند از مدینه و در كربلا زدند و ز تیشه ستیزه در آن دشت كوفیان بس نخلها ز گلش آل عبا زدند پس ضربتی كزان جگر مصطفی درید برحلق تشنه خلف مرتضی زدند اهل حرم دریده گریبان گشوده مو فریاد بر در حرم كبریا زدند
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد