نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

لبیک یا ارباب یا داعی الله مظلوم عطشان اباعبدالله زهرای شامم ویران نشینم ام البکاءام شور آفرینم دیده به راهم دیدارم بیایی آقای عالم شاه کربلایی بوسم لبانت با اشک دیده من قد خمیده تو سر بریده خوش آمدی ای مهربان بابایی آقای عالم شاه کربلایی لبیک یا ارباب یا داعی الله مظلوم عطشان اباعبدالله بنشین ای بابا روی زانویم افتاده از کار هر دو بازویم دیگر ندارد صورتم زیبایی آقای عالم شاه کربلایی دست و پا گیرم و قلبم نفس آه ندارد دردسر سازم و پایم رمق راه ندارد همنشین شب تارم سحرم ماه ندارد یوسف گمشدهام جز دل من چاه ندارد آنقدر گریه کنم یوسف من از سفر آید آنقدر ناله کنم تا به سراغم پدر آید شبه زهرایم و خصمم به رویم پنجه کشیده خویش را میکِشم از درد به این قد خمیده مثل من هیچ کسی طعم اسیری نچشیده آن یتیمم که کسی همچو من آزار ندیده کار دست همه داده بدنم بس که شکسته پدرا دخت یتیمات سر راه تو نشسته
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد