نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

فریاد یا محمدا، خرابه شد كرببلا درخرابه برپا، گشته شور و غوغا عمه جان آمده از سفر بابا شام تارم به پایان رسیده دل شب ماه تابان رسیده بی قرارم كه مهمان رسیده فریاد یا محمدا، خرابه شد كرب و بلا مانده چشمم سویش، سوی ماه رویش می زنم شانه بر رشته ی مویش آمده ماه شبهای تارم آشنای دل بی قرارم چه كسی گفته بابا ندارم فریاد یا محمدا، خرابه شد كرب و بلا
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد