نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

رفتی من جا موندم آه بابا تنها موندم آه آه، آه، آه سرش وقتی رو شونهی عموشه چادر مشکیشو میپوشه همه دوسش دارن یکی یدونست حالا یه کوه غصّه روبروشه با زبون شیرین داره از بابا خواهش میکنه لحظههای آخر چجوری التماسش میکنه باباشم دل خونِ موهاشو هی نوازش میکنه (رفتی من جا موندم آه بابا تنها موندم آه آه، آه)۲
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد