نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای پدر کردهای سرفرازم بشنو اینک تو راز و نیازم قبلة عشق من با سر آمد از چه اینگونه بیپیکر آمد ای حسین ای حسین ای حسینجان ای حسین ای حسین ای حسینجان بی تو ای قبله راز هستی خورده بر صورتم ضرب دستی ضربه شصتت نشانده عزیزم من که نتوانم از جا بخیزم ای حسین ای حسین ای حسینجان ای حسین ای حسین ای حسینجان دیدی آن شب ز ناقه فتادم بس کتک خوردم از پا فتادم پیکرم را اگر خود ببینی بوسه از زخمهایم بچینی پا و دست و سری گر نمانده دخترت جان به پایت نشانده میزنم ناله تا که بمیرم جا به آغوش گرمت بگیرم ای حسین ای حسین ای حسینجان ای حسین ای حسین ای حسینجان
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد