نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

خوش آمدی ای تنها امیدم شد فرش راهت موی سپیدم منّت نهادی بر سرم ای پدرجان، ای پدرجان، ای پدرجان روشن شده چشم ترم ای پدرجان، ای پدرجان، ای پدرجان هم تو یتیمی هم من یتیمم گریه نما بر حال وخیمم موی بلندم کم شده ای پدرجان، ای پدرجان، ای پدرجان با خاک و خون دَرهم شده ای پدرجان، ای پدرجان، ای پدرجان دارم سوالی از تو عزیزم با این قیافه شکل کنیزم؟ پاره شده پیراهنم ای پدرجان، ای پدرجان، ای پدرجان لاغر شده خیلی تنم ای پدرجان، ای پدرجان، ای پدرجان از ره رسیده جانِ جانان دلتنگیِ من گرفته پایان دیروز مرا بغل نکردی دیدی بغلت گرفتم الآن اسباب فراهمی ندارم ویرانه که نیست جای مهمان زیباییِ قبل رو ندارم هرچند که میکنی تو کتمان دیدم پَر فرشتهها را اصلا بدنت نمانده عریان فهمید که تشنگی کشیدی رحمی به لبت نکرد باران لبهای تو چوب دست خورده سخت است ببوسیام پدرجان لبخند تو نیست مثل سابق سنگ از تو ربوده چند دندان بد کرد به من به تو به عمّه این قوم پلید نامسلمان ای کاش که زجر را نبخشی از بس که مرا زده به قرآن در کوچه شکست دندههایم زهرا شدنم نبود آسان
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد