نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

كلبه ی تاریك منو،كردی چراغونی با این سر خونی، چشمام شده روشن گفتم بیا بابا ولی، حالا كه اینجایی برا پذیرایی، چیزی ندارم من جز غم،ِ بابا غمی نداشتم بعد تو، پلك روی هم نذاشتم سر رو خاكا گذاشتم وای، سر رو خاكا گذاشتم بابا حسین جونم (بابای مظلومم3) غمت نباشه بابا جون، تك تك این زخمام كبودی چشمام، همه فدا سر تو همه می گن كه این روزا، دیگه تو این دنیا خیلی شدم بابا، شبیه مادر تو تو بازار، دیدی چشمِ ترم رو كردند غارت گل سرم رو می فروشن معجرم رو وای، می فروشن معجرم رو بابا حسین جونم (بابای مظلومم3) یادم نرفته بابا، وداع آخر رو وقتی كه معجر رو، محكم برام می بستی سه سالم و چیا دیدم، تن تو تُوگودال كردند تو را پامال، خاك و خون نشستی ذوالجناح، بی تو به خیمه برگشت چی گذشت، بابا به من تو اون دشت دیدم سرت رو توی تشت وای دیدم سرت رو توی تشت بابا حسین جونم (بابای مظلومم3)
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد