
كبوتر من، مپر ز لانه مبر صفا را، ز آشیانه غروب گونه، رخ شفق شد كتاب عمرم، ورق ورق شد چه شد كه دستِ، تو بی رمق شد كه موی زینب، نكرده شانه كسی چه داند، چه كرده دشمن چه گشته با تو، چه كرده با من تو را كشانده، میان كوچه مرا نشانده، به كنج خانه كبوتر من، مپر ز لانه مبر صفا را، ز آشیانه