
سیل جماعت به خروش امده خون همه شهر به جوش امده پیک صمیمانه ز جانان رسید لاله فشانی که مهمان رساید دست علی و فاطمه یار ماست با شهدا سینه زدن کار ماست کرم همیشه عادت فاطمه به ویژه در شهادت فاطمه روز عزای فاطمه رسیدست پرچم این روز عزا شهید است تا شهدایند علمدار ما گرم بود همیشه بازار ما خون جگرم اه امام زمان اجرک الله امام زمان داغ دل فاطمه تازه شده موقع تشییع جنازه شده ای نمک انجمنم فاطمه مام حسین و حسنم فاطمه خیز و بیا رو به سوی خانه کن گیسوی طفلان مرا شانه کن خیز و ببین خانه خاموش من زمزمه طفل سیه پوش من جای مناجات و دعای شبت میشنوم زمزمه زینبت داغ پیمبر کمرم را شکست داغ تو رکن دگرم را شکست وای من و وای من و وای من میخ در و سینه زهرای من فلک دیدی چه خاکی بر سرم کرد به طفلی رخت ماتم در برم کرد الهی بشکنه دست مغیره میون کوچه ها بی مادرم کرد تو ای دشمن پره ما را شکستی نهال نوبر ما را شکستی الهی بشکنه دست تو قنفذ تو دست مادر ما راشکستی کبوتره من مپر ز لانه مبر صفا را ز اشیانه کتاب عمرم ورق ورق شد غروب گونه رخت شفق شد چه شد که دست تو بی رمق شد که موی زینب نکرده شانه شد کسی چه داند چه کرده دشمن چه گشته با تو کرده با من تو را کشانده میان کوچه مرا نشانده به کنج خانه