تابوت مادر مرا

تابوت مادر مرا

[ حاج سعید حدادیان ]
تابوت مرا به روی شانه می‌بری
ببر ولی بگو به من چرا شبانه می‌بری

مادر خوب و مهربون حرفام از چشام بخون
من التماست می‌کنم یه شب دیگه پیشم بمون

خدا مادرم را کجا می‌برند
گمان برای شفا می‌برند

من و سوگواری
من و خانه داری
خدا مادرم

باباجون یواش یواش زخمای پهلوش بشور
باباجون با چشم تر کبودیه روشُ بشور

باباجون آخریا همش برات گریه می‌کرد
گاهی وقتا واسه تو با بچّه‌هات گریه می‌کرد


باباجون بذار بگم فکر نکنی تنها شدی
زینبت کنیزتِ، کنیزِ خونه‌دارت
مثل زهرا مادرش تا جون داره کنارتِ


گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بیایی
چه بگویم که دگر غم برود چون تو بیایی

آمدی دیدن طفلان چه عجب
زده‌ای سر به یتیمان چه عجب

کی به پیشانی تو سنگ زده
کی ز خون بر رخ تو رنگ زده

ای پدر کاش به جای سر تو
می‌بریدند سر دختر تو

من و هروله پشت قافله
تو به روی نی گرم نافله

من و سلسله، من و ابله
تو به روی نی گرم نافله

پربازدید ترین شعر روضه حاج سعید حدادیان محرم و صفر فاطمیه

پربازدید ترین شعر روضه محرم و صفر فاطمیه

محبوب ترین محرم و صفر فاطمیه

محبوب ترین حاج سعید حدادیان

نظرات