
اگر چه هر شب و هر روز گریه شد کارم خدا گواست علی بر تو اشک میبارم هزار بار اگر بشکنند دست مرا دمی ز یاری تو دست بر نمیدارم حدیث سینه و مسمار اگر چه مخفی ماند هزار زخم نگفته به سینه ام دارم به ناله های شب و اشک غربتم سوگند من آن نیم که علی را غریب بگذارم علی به چاه برد درد خویش و من هر شب کنم نگاه به ماه و سرشک میبارم مرا به جای حمایت جواب رد دادند خدا گواست ز اهل مدینه بیزارم حقیقتی است که چون میروم نزد پدر بود نشانه ی غصب فدک به همراهم مرا نه داغ پسر غصه های مولا کشت اگر چه بر در خانه زدند بسیارم میان آن همه دشمن کسی نشد میثم به غیر محسن ششماهه ام شود یارم