نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

قسم به سوز دل و آهِ مظلوم به بیتابیِ طفل معصوم به هر قطرهی خون حلقوم حسین تنهاست، حسین تنهاست... ای آب ای آب! محروم از تو شد لبِ طفلِ ارباب با رویای تو ببین رفته در خواب بارانِ خیمه اشک رباب است حرم از امشب قحطیِ آب است رباب اگر که دلت بیقرار است اگر که به غمها دچار است اگر که حال تو زار است غصه نخور خدا با ماست لالالا خوابیده روی دستان بابا راهی شد ز خیمه ششماهه حالا به سوی میدان به قلب لشکر بلا به دور از گلوی اصغر ای امان از این بیوفاییِ دنیا از این خندهی تلخِ اعداء که بر روی دستان بابا گلو پیداست از غم فریاد، چشمِ حرمله به چشم یاس افتاد تیر از چله ناگهان گردید آزاد گلوی او را سهشعبه بوسید و بار آخر ششماهه خندید
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد