نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

باغبانم به غنچهی تشنه چیدهات رو کن گشتهام پرپر و گلابم به موج خون، بو کن هر که با هر چه میرسد میزند به گلبرگم عمر من رو کن و نظر کن، به لحظهی مرگم (گلت در زیر خار و خس افتاد یتیم لشکر از نفس افتاد)۲ عمو جانم حسین جان... بس که گلچین به خنده دور سر من افتاده مرکب من، هم از تماشا به گریه افتاده ای عمو عاشق یتیمت، به مشکل افتاده قاسم از پا فتاده و، دست قاتل افتاده گر چه یک دسته مرکب، از سینهام گذر کرده استخوان شکسته، اشک مرا درآورده آنقدر زیر سم مرکب، عمو عمو گویم تا بیایی ز خیمهگاه و نظر کنی سویم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد