با خود آوردم سرم را

با خود آوردم سرم را

[ حاج محمدرضا طاهری ]
(با خود آوردم سرم را
هم سرم هم پیکرم را

کرده‌ام نذر امامم
حنجرم را) 2

(بر تنم قنداقه‌ی خود را کفن کردم) 2
(تا نفس دارم به خیمه برنمی‌گردم) 2

کو هم آوردم؟

لای لای هر شبم یا حسین است
خط به خط مذهبم یا حسین است

ذکر لب ذکر لبم یا حسین است...

(نوبت تقدیر آمد
لحظه‌ای دلگیر آمد

داشت آقا حرف می‌زد
تیر آمد) 2

ای سه شعبه کار خود را آخرش کردی
آمدی سر را جدا از پیکرش کردی

پرپرش کردی

غنچه‌ی نا خورده آب لایی لایی
بعد از این راحت بخواب لایی لایی

بی تو می‌خوانَد رباب لایی لایی

با دلی محزون و بی‌تاب
با گُلی که گشته سیراب

بین خیمه‌ها و میدان
مانده ارباب

تن به روی دست و سر افتاده بر دوشش
دید که آن سر جدا شد بین آغوشش

گوش تا گوشش

گشته پنهان مثل راز پشت خیمه
مادر آمد پیشواز پشت خیمه

دفن شد با چشم باز پشت خیمه

نظرات