نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

بابا، آخرین یار تو هستم بابا، مُهر طومار تو هستم گرچه نوزادم، دل به تو دادم تا شوم قربانی تو چون گل پَرپَر، می شوم آخر رونق مهمانی تو حامی رهبر، اصغرم من محسن دیگر اصغرم من *** آهِ، غربتت را تا شنیدم از جا، بین گهواره پریدم ای پدر نذر، بی كسی هایت مثل بِسمِل بی سرم كن خون حلقم را، با دو دست خود صرف غسل پیكرم كن طاقت اشكت، را ندارم روی دستت جان، می سپارم *** بس كه، تشنگی داده عذابم دیگر، غنچه ای بی رنگ و آبم آمدم تا با، كام خشكیده بین آغوشت بمیرم جای سقایت، می روم آب از مادرت زهرا بگیرم بعد از این باید، مادر من همسفر گردد، با سر من
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد