نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای زِ عطش لب هایت خشکیده گریهی تو در صحرا پیچیده در خیمه با تلظیات چه محشری به پا شده با نذر زنده ماندنت حرم پر از دعا شده وای وای وای فروغ چشمانم عزیز عطشانم بخواب علی جانم وای وای وای علی علی لای لای... بر سر دشت آوایت شد فریاد حرمله از راه آمد پاسخ داد محر تومار غربت پدر شد علی علی جانان رو به روی تیر سپر شدی علی علی وای وای وای پدر سرم کنده است سرم به مو بند است چه وقت لبخند است وای وای وای علی علی لای لای قحطی آب سوزاند و آبت کرد تیر سپر یکباره خوابت کرد حالا پست حرم شده مزار تو عزیزکم سر نیزه فاتحه کند نسار تو عزیزکم وای وای وای به همره بابا شبی روی نیها به قامت سقا وای وای وای علی علی لای لای
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد